• امروز چهارشنبه نهم مهر 1399 

مقالات سازمان اوقاف

گروههای مقالات
مطالب ویژه

.

خدمات غيرحضوري

سامانه شکايات

تربیت کودک

تربیت کودک

عبادت يكي از نيازهاي واقعي و اساسي است كه ريشه در اعماق جان و فطرت بشر دارد و اسلام آن را به منزله يك برنامه جامع تربيتي براي پرورش و تكامل روح و روان انسان برنامه ريزي كرده است

 دوشنبه 10 شهریور 1399   11  0      

تربيت ديني كودك 
بر اساس آيات و روايات، فلسفة وجودي انسان رسيدن به سعادت و قرب الاهي است. بدين منظور، دين اسلام برنامههاي جامع و كاملي در قالب تربيت ديني دربردارد. از جملة اين برنامهها، «عبادت و بندگي» است. عبادت يكي از نيازهاي واقعي و اساسي است كه ريشه در اعماق جان و فطرت بشر دارد و اسلام آن را به منزلة يك برنامة جامع تربيتي براي پرورش و تكامل روح و روان انسان برنامهريزي كرده است. تربيت ديني مفهومي عام است كه شامل حوزههاي مختلفي همچون تربيت عقلاني، سياسي، اجتماعي، جنسي، عاطفي، اعتقادي، اخلاقي و عبادي ميباشد. تربيت ديني «عبارت است از مجموعه اعمال عمدي و هدفدار، به منظور آموزش گزارههاي معتبر يك دين به افراد ديگر؛ به نحوي كه آن افراد در عمل و نظر به آن آموزهها متعهد و پايبند گردند». يكي از مهمترين ابعاد تربيت ديني در دورة كودكي، تربيت عبادي است. اين نوع تربيت كه شامل پرورش بعد معنوي و ايجاد زمينة ارتباط با خداوند است، بسيار مورد تأكيد پيشوايان ديني(ع) ميباشد. داوودي تربيت عبادي را: «آموزش عبادات به متربيان و متعهد كردن آنان به انجام آنها» ميداند. به طور كلي، تربيت عبادي ُبعدي از تربيت ديني است كه ّ متربي را با اعمال و تكالليف عبادي آشنا، و آنان را با انگيزة راسخ، ّ مكلف به انجام آن ميكند. بحث تربيت عبادي يكي از مهمترين مسائل در محافل علمي و آموزشي در جامعة ديني است، كه توجه بسياري از پدران و مادران دينمدار و مربيان ّ متعهد و دلسوز را به خود جلب كرده است. از سوي ديگر، تربيت عبادي دنباله و ّ مكمل تربيت اعتقادي است و تربيت اعتقادي بدون آن بار ارزشي ندارد؛ زيرا لازمة شناخت يك دين، عمل به آموزههاي آن است. حال اين پرسش مطرح است كه چه كنيم تا فرزندانمان مؤمن، متعهّد و عامل به تعاليم ديني و تكاليف عبادي رشد كنند؟ اصول تربيت ديني مهم ترين اصولي كه در اين زمينه مي توان از متون ديني استخراج كرد عبارتند از: 1
.اصل خدامحوري يكي از عام ترين اصول در تربيت اسلامي اصل خدامحوري است. اين اصل جوهره ي اساسي رفتار يك فرد دين دار را تشكيل مي دهد و مهم ترين اصل ايجاد تمايز تربيت ديني از ديگر رويكردهاي تربيتي به شمار مي آيد. به طور مشخ ص مفهوم خدامحوري عبارت است از: «انجام و يا قصد انجام كليه اعمال و رفتار انسان براساس ملاك و معيارهايي كه خداوند براي آنها تعيين كرده است، به منظور كسب رضايت الهي». جريان اين امر در عمل تربيتي ناظر بر نحوه ي عملكرد مربي براساس آن ملاكهاست. قُلْ ِانَّ هُ َديَ ّ اللهِ ُهوَ ْال ُه َدي وَ اُ ِم ْرنَا لنُسلِمَ ِل َربّ العَ َالمِ َ ين؛ بگو: در حقيقت تنها هدايتِ خداست كه هدايت واقعي است كه دستور يافته ايم كه تسليم پرورد گار جهانيان باشيم (انعام، آيه ي 71 .( بنابراين، گزينش برنامه هاي تربيتي بايد به نحوي صورت پذيرد كه انگيزه ي رضايت خداوندي در متربي روز به روز فز وني يابد، تا جايي كه وي بدون كسب رضايت الهي به هيچ عملي اقدام نكند. 2 .
اصل ّ تعبدمداري مفهوم واژه ي تعبد حاكي از نوعي ارتباط انسان با خدا كه مستلزم تواضع، خشوع و فروتني در براب ر او و پرهيز از طغيان، تكبر و گردن كشي از دستورها و احكام وي است . اصل تعبدمداري در دامنه ي تربيت از دو زاويه ي عمل تربيتي مربي نسبت به متربي و برنامه هاي تربيتي، ّمدنظر قرار مي گيرد. تعبّد در عمل تربيتي عبارت است از: «به كارگيري دستورهاي الهي (امر و نهي) در تربيت متربي، اعم از اين كه دستورهاي مزبور در گستره اهداف تربيت با شد يا در روش ها و يا هر بخش ديگر» (از نظر قرآن فرد مؤمن تنها دليل انجام عمل را اطمينان به سرچشمه گرفتن آ ن از جانب خداوند مي داند و به صرف آگاهي از اين نكته كه عمل مزبور از ديد الهي مطلوب يا غيرمطلوب است اقدام ب ه انجام آن يا اجتناب از آن مي كند. در قرآن آياتي يافت مي شود كه گردن نهادن به عمل را صرفا منوط به امر الهي ك رده است. از آن جمله است: (انعام، آيات 4 ،74 و 163) ،(توبه، آيه ي 131) ،(بيّنه، آيه ي 5 (و آياتي مانند: « َوَأنَّ َّال ِذ َ ين آ مَنُوا َّاتبَ ُعوا ْال َح َّق مِنْ َرِّبهِ ْم؛ كساني كه ايمان آوردند از همان حق كه از جانب پروردگارشان است، پيروي كردند» (محمد( ص)، آيه ي 3» (إِنْ أَتَِّب ُع إِلاَّ َما ُي َوحي ِإَل َّي؛ و جز از آنچه بر من وحي مي شود پيروي نمي كنم» (انعام، آيه ي 50 .(( منظور از اين اصل در برنامه ي تربيتي، ايجاد و پرورش روحيه ي تعبد در متربي است، به نحوي كه در او حالتي حاكي از اطاعت متواضعانه در برابر اوامر الهي ايجاد كند. ثبات در اهداف كلي و پيروي از قوانين ماندگار الهي، انگيزش دروني ناشي از حضور خداوند نزد فرد و كسب عزت نفس از طريق اتكا به خداوند و استغناء دروني از ديگران، رهايي از احساس تنهايي و ... بعضي از دستاوردهاي تربي تي خدامحوري و تعبد مداري اند
3 .متربي محوري تربيت ديني در عين حال كه انسان را به سوي خدا سوق مي دهد، تأمين كننده ي نيازهاي اوست؛ شايان ذكر است ك ه ديدگاه تربيتي دين درباره ي تعالي جويي انسان به سوي خدا، با توجه به توانايي ها و محدوديت هاي حاكم بر وي تب يين مي شود و هرگز خارج از استعداد و آمادگي او تكليفي بر او تحميل نمي شود. با پذيرشِ اصل متربي محوري در تعليم وتربيت، بايد مواردي از قبيل رفق و مدارا، توجه به تفاوت هاي فردي، اعمال رويه هاي عقلاني، آزادي انسان و تدريجي بودن تربيت، مورد توجه قرار گيرد.
4 .زندگي محوري از آنجايي كه دين ناظر بر كليه ي جوانب زندگي انسان است و با نگرشي فراتر از رفع نيازهاي موضعي و ّ مادي، جهت دهنده ي بسياري از درخواست هاي انسان در روند زندگي فردي و اجتماعي از حيث گزينش و نحوه ي عمل و مسير آ ن است، تربيت بر محور چنين نگرشي مستلزم عدم انفكاك از متن زندگي است. در چارچوب تربيت ديني، ترغيب به كن اره گيري از اجتماع و تقويت روحيه ي مرتاضانه در فرد، امري كاملاً غيرمتعارف است (مطهري، ج2 ،ص241 .(بدين لح اظ جايگاه اجراي تربيت ديني و به عبارتي آزمايشگاه آن، متن زندگي و روند متداول آن است. قالب هاي تربيتي، ما نند صداقت، ايثار، امانت داري، عدالت ورزي، قناعت، انفاق و... از مواردي انتخاب مي شود كه در م ناسبات عادي زندگي جمعي مطرح و مورد توجه است؛ بدين معنا كه از رهگذر نيازهاي غريزي، مناسبات اجت ماعي، تمايلات و گرايش هاي طبيعي و خلاصه هر آنچه در ميدان جذب و دفع رفتارهاي عادي زندگي اجتماعي قرار م ي گيرد، اقدام به دين ورزي و تربيت ديني مي شود. آياتي از قبيل: اعراف، 68؛ محمد، 31؛ انبياء، 35؛ كهف، 7؛ آل عم ران، 168 بر اين مطلب دلالت دارند. تأكيد بر رشد اجتماعي يكي از مهم ترين دستاوردهاي اين اصل است. 5 .فردمحوري در انديشه ي اسلامي همواره انسان به عنوان فرد و نه گروه در مدار تربيت و اصلاح قرار مي گيرد. مفاهيم و اصطلاحات ي از قبيل تهذيب، تزكيه، تذكر، تأديب و ... در فرهنگ اسلامي، از نوعي رويكرد اصلاحي و تربيتي به فرد انساني حكاي ت مي كند؛ بنابراين، پديده ي تربيت در انديشه ي اسلامي راه ورود خود را به جامعه از طريق مواجهه ي تربيتي با تك تك افراد آن هموار مي سازد. اصل فردمحوري بدين معناست كه: 1 .انسان مسئول اعمال خويش است. قرآن در اين خصوص مي فرمايد: كُ ُّل نَ ْفسٍ بِمَا كَسَ َبتْ رَهِينَ ٌة؛ هر كسي در گرو د ستاورد خويش است (مدثر، آيه ي 38(؛ 2 .هر فرد بايد در مدار كنترل و نظارت خداوند و نه ديگر عوامل (جامعه و...) باشد. به تعبير قرآن: وَ مَا َيْل َفظْ ِم ْن َقوْلٍ اِ ّلا َل َدْيهِ َرقِيبٌ عَتِ ٌ يد؛ و هيچ سخني را نمي گويد مگر اين كه مراقبي آماده نزد او آن را ضبط مي كند (ق، آيه ي 18(؛ 3 .انسان به تنهايي مورد ارزيابي قرار مي گيرد. قرآن در اين خصوص مي فرمايد: َوَل َقدْ جِئْتُ ُم َونا فُرادي َكمَا َخَل ْق ُ نكمْ اَوَّلَ مَرَّ ٍة؛ و همان گونه كه شما را نخستين بار آفريديم، اكنون نيز تنها به سوي ما آمده ايد (مريم، آيه ي 94 .( 6 .عمل گرايي بر هيچ كسي پوشيده نيست كه دين همواره بيش از آن كه وابسته به حوزه ي آگاهي هاي انسان باشد ناظر بر موضع ع ملي وي است. اگر بر آگاهي نيز تأكيد مي شود، صرفا به منظور انعكاس آن در حيطه ي اعمال و رفتار انسان است؛ بناب راين آگاهي و معرفت ديني در صورتي با شخصيت فرد عجين مي شود و در او تأثير مي گذارد كه با عمل وي مقرون گ ردد؛ از اين رو، يك مربي موفق كسي است كه همواره با توجه به ظرفيت و استعداد متربي او را وادار به عمل كند. عمل و معرفت به طور كلي آگاهي هاي انسان تنها از طريق تجارب شناختي و انكشاف مقولات خارجي حاصل نمي شود، بلكه از رهگ ذر آگاهي و عمل است كه تغييرات واقعي در رفتار آدمي پديد مي آيد. ضمن آنكه تأثير عمل بر فرد از دو جهت مثبت و منفي قابل ارزيابي است. يا َاُّي َها َّال ِذ َ ين امَ ُنوا ِانْ تَتَّ ُقوا ّ اللهَ َي ْجعَلْ َل ُكمْ ُفرْقانا؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد، اگر از خدا پروا داريد، براي شما وسيله اي جهت تمايز و تشخيص و جدا كردن حق از باطل قرار مي دهد (انفال / 29 .(علاوه بر اين آي ه 69 عنكبوت و 99 حج نيز بر اين مطلب دلالت دارند. از طرف ديگر هر نوع عمل منافي با دين مي تواند موجب كاستي در جانب فهم حقايق و كاهش باور و تعهد براي عمل به آن باشد. حضرت علي(ع) در اين خصوص مي فرمايد: َاكْثَرُ َمصَ ِار ِع ْال ُعُقولِ تَ ْحتَ ُبرُوقِ ْال َم ِطامع (نهج البلاغه، حكمت 231(؛ بيش ترين جايگاهي كه خرد و عقل انسان در آن قرباني مي شود، هنگامي است كه برق طمع مي درخشد. عمل و ّنيت نقش تربيتي عمل ديني از طريق نيت و انگيزه قابل ارزيابي است؛ بنابراين با توجه به اين كه تأثير عمل در تربيت منوط به كيفيت آن است و عمل آخرين حلقه ي تحقق انگيزه و نيت است، نمي توان بين آن دو انفكاك قائل شد. نه نيت بد ون عمل نيت واقعي است و نه عمل بدون نيت قادر به تغيير انسان است. عمل و آزمايش عملْ ابزاري براي امتحان و آزمايش خود و ديگران است. هر چند نيت همواره حاكم بر عمل است، اما آنچه در خارج ظ هور مي كند همان عمل است؛ از اين رو، مي توان از طريق عمل و تداوم آن به وضعيت انگيزشي فرد نيز پي برد؛ لذا ع مل ميزاني براي آزمايش در روند تربيت، و معيار سنجش پايداري فرد مي باشد. َولَنَ ْبُلوََّن ُكمْ بِشَ ٍ ئي مِنَ ْالخَ ْوفِ والْ ُجوعَ و َن ْقصٍ ِمنَ ْ الا-َ ْموَالِ وَ الاْ¬َْن ُفسِ و الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ َّ الصابِ َ رين؛ و قطعا شما را به چيز ي از ترس و گرسنگي و كاهش در اموال و جان ها و محصولات مي آزماييم و مژده ده شكيبايان را (بقره، آيه ي 155( . همچنين آياتي از قبيل: مائده، آيه ي 165؛ آل عمران، آيات 186 و 154؛ محمد، آيه ي 31؛ عنكبوت، آيه ي 2؛ انبياء، آيه ي 35؛ تغابن، آيه ي 15 و انفال، آيه ي 28 نيز بر اين مطلب دلالت دارند. 7 .اخلاق مداري يكي از اركان و اهداف مهم دين، اخلاق است. مقصود از تمام معارف ديني و انجام مناسك و شعاير، ايجاد تحول اخلاق ي در انسان است، به نحوي كه اگر عناصر معرفتي و عبادي در دين نتوانند در حوزه ي اخلاقي تأثير بگذارند به كمال خود دست نيافته اند. هنگامي كه به اسلام نظر مي افكنيم درمي يابيم كه پافشاري و تأكيد بر غايت ها و فرجام هاي ا خلاقي و عملي در قالب تقوا، عبرت آموزي، شكرگزاري، ايمان و يقين، دريافت هدايت، عبادت الهي، نيل به رشد و رست گاري و... بيانگر ارزش بي همتاي عنصر اخلاق در ميان ديگر عناصر است؛ بنابراين مي توان متعلق تربيت ديني را هما ن تربيت اخلاقي دانست. پيامبر(ص) فرمود: ِاّني بُعِثْتُِ ُلاتَ ِممَ َم ِكارمَ َ الا ْخلاق؛ همانا من براي كامل كردن كرامت هاي ا خلاقي مبعوث شده ام (بحارالانوار؛ ج16 ،ص210 .(مفاهيمي از قبيل برّ و نيكي، خير، معروف، احسان، عدل، اجتناب از فحشا، منكر و ظلم و... حاكي از رويكرد اخلاق به تربيت ديني است. (برخي از آيات در اين باره عبارت اند از: اعراف، 3 3 و 199؛ بقره، 78 و 195 و 263؛ آل عمران، 104 و 193 و 198؛ قصص، 77؛ هود، 71؛ مؤمنون، 96؛ اسراء، 53؛ بقره، 169 و 268؛ عنكبوت، 45 و انعام، 151 .( قرآن كسب معرفت را صرفا ابزاري براي نيل به تحول اخلاق مي داند؛ چه معرفت در سطح جهان شناسي باشد و چه آ گاهي از امور غيب و چه معرفت از وقايع تاريخي (هود، آيه ي 120؛ قمر، آيه ي 4؛ يوسف، آيه ي 3 و نازعات، آيه ي 4 .(3 از طرف ديگر نگاه قرآن به احكام و شريعت، نيز نگاهي حاكي از اخلاق مداري است: وَ َاقِمَ َّ الصلوةَ ِانَّ الصَّلاةَ تَ ْنهي َعنِ ْال َفحْشاءِ و ْالمُ ْن َكرِ؛ و نماز را برپا دار، كه نماز از كار زشت و ناپسند بازمي دارد (عنكبوت، آيه ي 45 .(آيات زير نيز بر اين مطلب دلالت دارند: بقره، آيات 177 و 183 و توبه، آيات 1 و 3 . 8 .سعي محوري سعي و كوشش از دو جهت در امر تربيت مورد توجه است: 1 .تقويت اراده به نحو مطلق؛ 2 .تقويت اراده به نحو خاص و انجام عملي مشخص. اهميت تأثير سعي و تلاش بر انسان در اين است كه وي مرهون ميزان تلاش و كوششي است كه به كار مي گيرد؛ آنچ ه در تربيت ديني اهميت دارد ميزان سعي و كوششي است كه فرد در حيطه قدرت خود براي رسيدن به هدف انجام مي دهد. همچنين تربيت ديني افراد با توجه به شرايط و امكاناتي كه شخص در اختيار دارد، طرح ريزي مي شود. وَ اَنْ لَ ْي سَ لِ ِلانْسانِ اِلاّ مَا سَعي وَ َانَّ َسعْيَهَ َسوْفَ يُري؛ و اينكه براي انسان بهره اي جز سعي و كوشش نيست و تلاش او به ز ودي ديده مي شود (نجم / 39و40 .(ساير آيات در اين زمينه عبارتند از: نازعات، آيه ي 35 و انسان، آيه ي 22 . جهد و كوشش: َامْ حَسِبْتُمْ َانْ َت ْد ُخُلوا ْالجَنَّةَ وَ لَ ّما َي ْعلَمِ ّ اللهُ َّ الذ َ ين جَ َ اهدُوا مِ ْن ُكم وَ َي ْعلَمَ ّ الصابِ َ رين؛ آيا چنين پنداشتيد كه تنها با ادعاي ايما ن وارد بهشت خواهيد شد، در حالي كه خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است (آل عمران، 1 .(42 صبر و استقامت: وَ اصْبِروا ِانَّ ّ الل َه َمعَ الصّابِ ِرين؛ و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است (انفال، 46 (و آيات 24 سور ه رعد و 30 سوره ّ فصلت نيز بر اين مطلب دلالت دارند. كسب و اكتساب: كُلُّ امْ َريٍ ِبمَا َكسَبَ رَهِينٌ؛ هركس در گرو اعمال خويش است (طور، آيه ي 21 و بقره، آيه ي 225 .( دستاوردهاي تربيتي اين اصل مواردي چون: تأثير تلاش در تغيير سرنوشت و نقش سعي و عادت در تربيت است. 9 .اعتدال گرايي اصل اعتدال گرايي بيانگر رعايت اعتدال و توازن در تربيت انسان و پرهيز از هر گونه افراط و تفريط است. اين اصل مت ضمن دو امر است: 1 .مفهوم اعتدال به نوعي دربرگيرنده ي جامعيت است. به اين معنا كه آنچه در تربيت اسلامي مدنظر قرار مي گيرد شا مل تمام نيازها و خواسته هاي وجودي انسان است و اين جامعيت مستلزم رعايت اعتدال در ميان نيازهاي مزبور و پرهي ز از افراط و تفريط در مواجهه با آنهاست؛ 2 .رعايت اعتدال در نوع سرمايه گذاري و صرف انرژي براي پاسخ گويي به يك نياز، ما را از افراط و زياده روي در پردا ختن به آن بازمي دارد. در ديدگاه ديني، تداوم هر امري به اعتدال در انجام آن بستگي دارد. امام باقر(ع) در اين خصو ص مي فرمايد: َاحَبُّ الاَ ْعمالِ ِاَلي ّ اللهِ َعزَّ َوجلَّ مَا َدداومَ َعلَيْهِ العَ ْبدُ وَ ِانْ قَلَّ؛ بهترين و محبوب ترين اعمال در نزد خداوند عزوجل عملي ا ست كه از سوي بنده تداوم يابد هر چند قليل و اندك باشد. 10 .محبت محوري اساس تربيت ديني بر محور برانگيختن حبّ و علاقه ي انسان و ايجاد وابستگي و ّ تعلق خاطر در او شكل مي گيرد. ايج اد و پرورش حس ّ تعلق، اشتياق و عشق به خدا و درنتيجه به َخلق او و نفرت و انزجار از شيطان و مظاهر او وظيفه ي ا صلي تربيت ديني محسوب مي شود. آنچه در اصل محبت محوري مطرح مي شود، ميدان داري گرايش هاي قلبي و اول ويت عشق ورزي و راز و رمزهاي آن بر استدلال هاي بي طراوت عقلاني و افراط هاي بي روح عملي است. (گيسلر، ص25 و 30؛ جيمز، ص2524 .( در بسياري از آيات قرآن تبيين ارتباط انسان با خداوند يا بالعكس بر اساس دوستي و محبت، شكلي كاملاً متفاوت از روا بط حاكم در ديگر گستره هاي ارتباطي به خود گرفته است. مفهومي كه حكايت از عشق متقابل خلق و خدا مي كند، ه مان مفهوم محبت و عشق ورزي است كه بيانگر كيفيت ارتباط دوجانبه انسان و خداست: قُلْ ِانْ كُنْتُمْ تُ ِحبُّونَ ّ اللهَ َفاتَّبِ ُع ِوني ُيحْبِ ْبكُمُ ّ الل ُه؛ بگو: اگر خدا را دوست داريد، از من پيروي كنيد تا خدا دوستتان بدارد (آ ل عمران، آيه ي 30 .( خداوند هنگام خطاب به رستگاران از واژه ي محبت و دوست داشتن استفاده مي كند و از طرف ديگر نسبت به كساني كه در وادي سركشي و عصيان گام نهاده اند از واژه ي برائت يا عدم محبت استفاده مي كند. 11 .نظارت مداري يكي از روش هاي كارامد در امر تربيت، نظارت بر امور متربي است. نظارت ديني، نظارتي آگاهانه و هوشيارانه است كه متربي مي داند همواره رفتار و حركات او تحت نظارت دقيق الهي است و در آينده بايد پاسخگوي اعمال و رفتار خود با شد. چنين نظارتي مي تواند تأثير ويژه اي بر شخصيت و رفتار وي داشته باشد؛ بنابراين، اصل نظارت مداري در تربيت ا سلامي به ما مي گويد: جهان در منظر خداوند تبارك و تعالي است و او بر همه امور آگاه است. بنابراين، كيفيت تأثير نظارت بر رفتار و احوال انسان، مرهون ميزان آگاهي و اعتقاد او نسبت به امر نظارت و چگونگي آ ن است. اين امر مستلزم نوعي مراقبه و محاسبه و خودكنترلي است. علي(ع) مي فرمايد: از مخالفت با فرمان هاي خدايي كه در پيشگاه او حاضريد و زمام امور شما به دست اوست و حركات و سكنات شما در دست قدرت اوست بترسيد. اگر شما اعمالي را پنهاني انجام دهيد او مي داند و اگر آشكارا به جا آوريد... نگهبانان بزرگوا ري را گماشته تا هيچ حقي ضايع نگردد و بيهوده ثبت نكنند. (نهج البلاغه، خطبه ي 183 .( 12 .خوف و رجا هرگز نمي توان حركت هاي تربيتي را كه منجر به اصلاح و تغيير رفتار در انسان مي شوند بدون وجود انگيزه اي آشكار ترسيم كرد. تشويق و تنبيه، پاداش و جزا و بالاخره بهشت و جهنم در تعابير ديني نمادي روشن و عاملي اساسي براي اي جاد انگيزش در انسان از رهگذر نوعي بيم و اميد و ترس و عشق است. انسان با تركيبي متعادل از بيم و اميد حركتي را آغاز مي كند يا از آن دست مي كشد. هيچ گامي در جهت اصلاح و تغيير وضعيت موجود، بدون گذر از ميان اين دو مقول ه، در سطوح مختلف امكان پذير نيست (قطب، ص182 .(خوف و رجا در تربيت ديني مكمل يكديگرند و انسان را از يأ س و غرور پيراسته و به تواضع و اميد آراسته مي سازند. روش ترغيب و ترهيب (سوق دادن و ترساندن) بر اساس همي ن نگرش به انسان است: وَ بَشِّرِ َّال َ ذين امَ ُنوا وَ عَ ِمُلوا ّ الصالِحَاتِ اَنَّ َلهُمْ جَناتٍ َتجْ ِري ِمنْ َتحْتِهَا الاَْنهَ ُار؛ و به كساني كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته انجام داده اند، مژده ده كه ايشان را باغ هايي خواهد بود كه از زير درختان آن جويبار روان است (بقره، آيه ي 2 .(5 ِانّا َاْنذَ ْرناكُمْ عَذابا قَرِيبا َيومَ َينْظُرُ المَ ْرءُ َم َاقدَّ َمتْ َيداهُ وَ َي ُقولُ الْ ِكافرُ يا لَيْتَ ِني كُ ْنتُ تُرابا؛ ما شما را از عذابي نزديك هشدار داديم: روزي كه آدمي آنچه را كه با دست خويش پيش فرستاده است بنگرد؛ و كافر مي گويد،كاش من خاك بودم (نبأ، آيه ي 40 .( 13 .مرگ انديشي (فناپذيري دنيوي) در اسلام، روحيه آرزوگرايي هاي بي حد و حصر و دست نايافتني و محصور شدن در چارچوب طرح ها و نقشه هاي بي پايان و فراموشي خود در اين ميان سرچشمه ي بسياري از خطاها وگناه هاي انسان است. پيامبر(ص) فرمود: « ُحبُّ ُّ الدنْيا َرأْسُ ُكلّ َخطِيئَ ِة؛ علاقه به دنيا منشأ هر اشتباه و خطايي است» (بحارالانوار، ج70 ،ص2 .(39 هشدارها و تأكيدات فراوان اسلام بر فناپذيري انسان در دنيا و پايان يافتن دوران زندگي، و انتقال از موقعيتي به موقعي ت ديگر جزء مهمي از مجموعه ي پند و اندرزهاي ديني است. اين امر، در تفكر مربوط به تربيت اسلامي از جايگاه مهم ي برخوردار است به نحوي كه بر تعيين نوع حركت تربيتي و جهت دهي به آن تأثير انكارناپذيري دارد (شعراء، آيه ي 1 29؛ جمعه، آيه ي 8؛ غررالحكم، ج3 ،ص112 و ج5 ،ص295 و ج6 ،ص160 و نهج البلاغه، خطبه ي 188 .( 14 .آرمان گرايي «جهان ماهيت از اويي و به سوي اويي دارد. بر جهان يك نظام عالي هدايت، حاكميت دارد»(مطهري، ص233 .(تربيت ديني بر اساس آرماني مشخص و هدف غايي مذكور انجام مي پذيرد و در چارچوب آن اقدامات مربوط به انتخاب هدفها و اتخاذ رويه هاي تربيتي صورت مي پذيرد. بدين ترتيب، فردي كه خود را در چنين محدوده اي قرار مي دهد كاملاً متف اوت از فردي است كه نسبت به چارچوب فوق التزامي ندارد. شايد بتوان مهم ترين دستاورد تربيتي اين اصل، يعني اندي شه ي جهانِ با هدف را، القاي روح معناداري به انسان و ايجاد اعتماد و اميد در او دانست (استيس؛ ص168 .( 15 .آخرت انديشي جهت گيري زندگي بر مبناي آخرت گرايي تحولي اساسي در رفتار و سلوك انسان ايجاد مي كند.تربيت ديني مسئوليت ويژه اي در باروري عقل ديني از رهگذر القاي ذهنيت آخرت انديش دارد، از اين رو مفاهيم ديني مشحون از يادآوري س راي جاويد و ايجاد تنبه در انسان نسبت به آن است. وَ َّات ُقوا َيوْ َما َلاتجْزِي َن ْفسٌ َع ْن نَ ْفسٍ شَيْئا وَ ُلايقْ َبلُ مِ ْنها َش َ فاعةٌ وَ ُلاي َؤخذُ مِنْها َعدْلٌ وَ لا هُمْ ُينْصَرُ َ ون؛ و بترسيد از روزي كه هيچ كس عذاب خدا را از كسي دفع نمي كند، و نه از او شفاعتي پذيرفته، ونه به جاي وي بدلي گرفته مي شود، ونه ياري خواهد شد (بقره، آيه ي48 .( http://www.hawzah.net : منبع مجله حوزه و دانشگاه، شماره 32 , مشايخي، شهاب الدين ضرورت تربيت عبادي كودكان در دوران خردسالي متخصصان تعليم و تربيت در مورد نقطة شروع پرورش مذهبي و آموزش برنامههاي معنوي و تعليمات ديني، دو نظر بيان كردهاند: گروهي معتقدند: «كودك تا به حدّ بلوغ و رشد نرسد، استعداد درك آموزشهاي ديني را ندارد و نبايد تحت تربيت ديني قرار گيرد؛ گروه ديگري عقيده دارند كه اطفال نيز لياقت و استعداد آن را دارند كه تحت تربيت ديني قرار گيرند و مربيان ميتوانند مطالب ديني را ساده و قابل فهم نمايند و به كودكان تلقين كنند و آنان را وادار سازند كه برنامههاي آسان دين را انجام دهند تا با افكار و اعمال ديني نشو و نما يابند». اسلام در اين باره ديدگاههاي متقن و دقيقي ارائه كرده است. در تفكر اسلامي، انسان در مقام جانشين خدا، خلافت الاهي بر روي زمين به عهدهدار است. براي كسب اين مقام، بايد از دوران خردسالي و چه بسا قبل از آن، اقدامهاي لازم را به عمل آورد، تا كودك آمادگي پذيرش تكاليف الاهي را در زمان بلوغ پيدا كند. بر اساس سنّت و رهنمودهاي معصومان(ع)، آموزش ديني و عبادي از هنگام ّ تولد شروع ميشود؛ زيرا تربيت در دورة كودكي پايه و اساس رشد و بالندگي معنوي در دورههاي بعدي خواهد بود. دلايل روايي زيادي در تأييد نظرية دوم وجود دارد. بر اساس نظر شرع مقدس اسلام، كودكان تا به سن بلوغ نرسند، تكليفي متوجه آنان نيست؛ اما هنگامي كه به سن تكليف ميرسند و با مجموعه تكاليف شرعي مواجه ميشوند، در صورت نداشتن آشنايي و آمادگي پيشين، پذيرش و انجام تكاليف ديني براي آنان دشوار ميباشد و چه بسا رغبتي نسبت به اعمال عبادي از خود نشان ندهند. يكي از فلسفههاي تعليم تكاليف عبادي به كودكان در دورة خردسالي اين است كه كودكان بر اثر مداومت، انجام آن اعمال براي آنان ملكه شود، تا در زمان سن تكليف، براي آنان دشوار نباشد. بيشك اگر كودكان در آغاز دوران كودكي و سالهاي نوجواني از آموزههاي ديني بهرهاي نبرند، قطعاً در جواني و بزرگسالي با يك ركود معنوي و در نهايت خسارت روحي مواجه خواهند شد. اميني معتقد است: درست است كه پسر بعد از پانزده سال و دختر بعد از نه سال به تكليف ميرسند و قبل از آن تكليفي ندارند؛ اما انجام تكاليف ديني را نميتوان تا سن بلوغ به تأخير انداخت. بايد انسان از كودكي به انجام عبادات و تكاليف ديني عادت كند تا در سن بلوغ به آنها رغبت داشته باشد...، [و الا] انجام آن عبادت در سن بلوغ براي بچه دشوار خواهد بود يا اصلاً زير بارش نميرود و اگر هم نمازخوان شود، چندان تقيدي به آن نخواهد داشت و با اندك بهانهاي ممكن است آن را ترك نمايد؛ زيرا عملي كه از زمان كودكي عادي نشده باشد، عادت كردن به آن دشوار خواهد بود. البته بايد بكوشيم حس و رغبت كودكان نسبت به تكاليف عبادي، به انگيزه و خواست دروني تبديل شود و اين علاقه از درون بجوشد، نه اينكه ً صرفا در حد اطلاعات ديني باقي بماند. بنابراين، بايد افزون بر بعد شناختي، با بهرهگيري از ُبعد عاطفي كودكان، از ابتدا تصويري زيبا از دين و تكاليف ديني براي آنان ترسيم كرد، تا شور و انگيزة گرايش و عمل به تكاليف و مناسك عبادي در كودكان دروني شود. براي ّ تحقق اين هدف، ضرورت دارد در دورة كودكي، آمادگيهاي لازم، براي انجام يك مجموعه از اعمال عبادي (نماز، روزه) را در آنان ايجاد كرد؛ اين مطلب به خوبي از روايات فهميده ميشود. براي نمونه، در روايتي پيامبراكرم(ص) ميفرمايد: «نماز را در هفت سالگي به فرزندانتان تعليم دهيد». كنز ّ العمال، ج 16 ،ص 441 ،ح45330 . نظير همين روايت از امام علي(ع) نقل شده است كه حضرت ميفرمايد: «از هفت سالگي فرزندانتان را به نماز امر كنيد». بحار الانوار، ج16 ،ص288 . در اين زمينه امام باقر(ع) ميفرمايد: ما اهل بيت، هنگامي كه كودكانمان به پنج سالگي رسيدند دستور ميدهيم نماز بخوانند؛ ولي شما از هفت سالگي آنان را به نماز خواندن امر كنيد، و ما در هفت سالگي امر ميكنيم به اندازة تواناييشان نصف روز و يا بيشتر و يا كمتر روزه بگيرند و دستور ميدهيم هنگامي كه تشنگي و گرسنگي بر آنان غالب شد، افطار كنند. اين عمل براي آن است كه به روزه گرفتن عادت كنند. پس شما كودكان خود را در نُه سالگي به اندازة تواناييشان امر به روزه گرفتن كنيد و چون تشنگي و گرسنگي بر آنان غالب گرديد، افطار كنند. اصول كافي، ترجمة سيدجواد مصطفوي، ج 3،ح 1 ،ص 409 از اين روايات بر ميآيد كه بايد كودكان را در خردسالي به فراگيري و اقامة نماز و گرفتن روزه تمرين داد تا به تدريج براي آنان عادت و ملكه شود، و هنگام سن تكليف، به خوبي آماده باشند. حتي با توجه به اينكه كودكان از تنبيه بدني منع شدهاند، اما در مورد زمينهسازي و تحريك و وادار كردن آنان به نماز، گاهي ائمه(ع) امر به تنبيه فرمودهاند. فقيهان نيز معتقدند در تمرين دادن كودك به نماز، در صورت لزوم، به مقداري كه ديه واجب نشود، ميتوان او را تنبيه كرد. از روايات بر ميآيد كه اگر كودكان در خواندن نماز سستي كنند، ميتوان آنان را با رعايت موازين شرعي، تنبيه (از زباني تا عملي) كرد. البته در روايات، از نظر زمان و سن بازخواست اختلاف وجود دارد. از اينرو، نميتوان دقيقاً مشخص كرد كه در چه سني ميتوان آنان را با تنبيه به نماز واداشت. در تعدادي از روايات زمان بازخواست و تنبيه از شش يا هفت سالگي آمده است. براي مثال، پيغمبر اسلام(ص) فرمود: «وقتي فرزندانتان شش ساله شدند، امر كنيد نماز بخوانند؛ وقتي هفت ساله شدند، (در صورت لزوم) ميتوانيد آنها را بزنيد». مستدرك الوسائل، ج 3 ،ص 1 منبع: اسلام و پژوهشهاي تربيتي 5 - بهار و تابستان 1390 ، سال سوم، شماره اول، بهار و تابستان 1390 ،صفحه 105 ـ 132 حسن ملكي* / عباسعلي شاملي** / مهدي شكراللهي***
برچسب ها  

نظرات کاربران پیرامون این مطلب

انصراف از پاسخ به کاربر